۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

کدام اقتدار در منطقه؟

همان رژیمی که تا صحبت از جنگ می شود تهدید به بستن تنگه هرمز می کند، اکنون شاهرگ مسافربری "داخلی" خود را به همسایه آنطرف تنگه واگذار میکند. همان رژیمی که صحبت از اقتدار آن در بیست سال آینده میشد! آنهایی که جمهوری اسلامی را به خاطر برنامه هسته ای تحریم کرده اند و حتی قطعات یدکی هواپیما به ایران نمی فروشند (چه برسد به خود هواپیما) خوب می دانند که رژیم ایران که وجود هرگونه کاربرد نظامی در برنامه هسته ای اش را حاشا می کند در حال پرداخت هزینه هائی برای این ادعای خود است که ابدا با این حاشاگری همخوانی ندارد.
حد اکثر برق تولیدی نیروگاه بوشهر 1000 مگاوات در سال است در حالی که مصرف کل کشور بیش از پنجاه برابر این مقدار است. هزینه نقدی و غیر نقدی نظام برای تولید این برق با سوخت بومی! بسیار بسیار بیشتر از صرفه جویی برقی است که کمتر از دو درصد مصرف کل کشور را تامین خواهد کرد. در جدید ترین هزینه ای که نظام برای این دو درصد برق هسته ای با سوخت بومی داده است، پرواز های داخلی ایران را قطری ها انجام خواهند داد.
 صحبت آنها ساده است:
هر استفاده از نیروی هسته ای می خواهید بکنید به جز مصرف نظامی. سوخت خود را تغلیظ نکنید و از بازار بین المللی بخرید که هم ارزانتر تمام می شود و هم نیاز به این همه تاسیسات زیر بنایی ندارد. این را هم عقل می گوید هم اقتصاد هم تمام دنیا. هزینه چنین تاسیسات زیر بنایی و با توجه به میزان بسیار کم اورانیوم در ایرن تنها در صورت وجود برنامه ای برای تولید یک یا حد اکثر دو بمب اتم، توجیه پیدا می کند نه برای یک برنامه دائم تولید سوخت نیروگاه آن هم در حالی که هیچ کشوری حتی آفریقای جنوبی که ظاهرا دوست ماست به ما خوراک خام اورانیوم نمی فروشد! پس اصرار بر تداوم این برنامه از طرف شما (ایران) با وجودی که می دانید سنگ معدنی به شما فروخته نخواهد شد فقط می تواند دایر بر نیات خبیث شما برای ساخت بمب اتم باشد (با استفاده از همان موادی که از قبل از انقلاب خریداری شده و در انبار ها موجود است.)

از همه این ها که بگذریم حتی در صورتی که ایران مقدار کافی اورانیوم برای این تاسیسات در اختیار داشت و حتی در صورتی که نیاتش هم واقعا صلح طلبانه بود، در شرایطی که ناوگان هوایی مسافربری ایران از شدت تحریم ها فلج گردیده و خلبانان واقعا با دعا و آیت الکرسی هواپیما ها را بلند می کنند و می نشانند هر کشوری را اگر به جای ایران بود به عقب نشینی (هر چند از مواضع صلح طلبانه) می کشاند. پس حتما مطاعی که هزینه اش این قدر بالاست باید غیر از "توانایی بومی برای تولید سوخت دو درصد از برق کشور" باشد.
این طور که به نظر می رسد برنامه هسته ایران برای سران ارشد نظام (بخوانید رهبر) خط قرمزی است که بابت آن هر بهایی را خواهند داد. در این را، حتی از شکستن غرور یک ملت دریغ نمی کنند. نه تنها غرور ملی و برنامه 20 ساله ایرن برای اقتدار منطقه ای مسخره و لوث و پوچ می شود بلکه ایران بیش از پیش مدیون و وابسته به کشور های منطقه می شود. با واگذاری پروازهای داخلی به قطر خفّت ملی به اوج رسید. آن هم قطری که همه اش صحبت از زرنگی آنها در غارت منابع گازی ایران می شود! هواپیما های کشور هایی در ایران کار حمل مسافر را انجام خواهند داد که دولت های مطبوعشان تا چندی پیش از جستجوی درون خشتک و بدن دختران ایرانی خود داری نمی کردند. حال همانان باید در داخل ایران همان مسافران را جابجا کنند (هرچند که آن کار امارات بود و این به قطر واگذار شده اما مگر در اصل فرقی هم میکنند؟) همه و همه این ها برای تسهیل پیش برد مقاصد شوم و نفرت آور عده ای انگشت شمار و جاه طلبی هسته ای یک نفر به نام سید علی خامنه ای و نوکران و اطرافیانش (بخوانید سپاه).این رویکرد رژیم مرا به یاد صفتی می اندازد که در لغت نامه دهخدا می توانید معنی آن را پیدا کنید. کسانی که اکنون برای گریز از فشار بر صنعت هوایی حاضرند این گونه به قطری ها باج بدهند، از فروش آبرو و ناموس ایرانی (و مطمعنا ناموس خود) هم ترسی ندارند. این لغت که معنی آن در لغت نامه دهخدا آمده است چیزی نیست جز "قرمساق".
آیا واقعا توانایی ایران برای غنی سازی بومی آن طور که رهبر تصور می کند به رژیم ایمنی و مصونیت در برابر سرنگونی خواهد داد، یا آن چنان که آنان تصور می کنند اسرائیل را تهدید خواهد کرد؟ این وسط قربانی فقط ایران و ایرانیست. نه غروری مانده، نه حیثیتی...

۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

هیچ کس دلس نمی خواهد مورد تجاوز جنسی قرار بگیرد!

هیچ کس دلس نمی خواهد مورد تجاوز جنسی قرار بگیرد!





ویدیوی بالا را ببینید. این محصول کشور اسکاتلند است در برنامه ای جامع که در مقابله با جرم های جنسی و تجاوز به زنان و دختران ساخته شده.

مردان متشرع و داعیان حکومت خداوند بر آدمیان برای توجیه خوی حیوانی و عدم کنترل میل جنسی خود زنان را به حبس تاریخی فرو برده اند همواره تنها ایتدلالشان برای مخالفت با آزادی پوشش زنان، نا امنی جنسی و به انحطاط کشاندن جوانان در جامعه بوده است. بدون دغدغه و نگرانی دو موضوع: اول آنکه مردی که قصد تجاوز به زنی داشته باشد و آزادی کافی در جامعه برای او محیا باشد این کار را میکند حتی اگر زن با چادر و برقع در خیابان رفت و آمد کند (نمونه: عربستان و افغانستان و ایران) و اگر مردی بداند که در سورت چنین تخطی مورد شدید ترین پیگرد های اجتماعی قرار می گیرد دست به چنین کاری نمی زند و آمار کمتر می شود (نمونه امریکا و اروپا و غیره). بگذریم از اینکه مفاسد جنسی در همه جا فراوان یافت می شود: تفاوت در این است که هنجار های خبر رسانی در غرب موجب شده که حکومت های بسته خاورمیانه از هر خبر رسوایی جنسی که در امریکا یا اروپا منتشر می شود نشست های خبری و تحلیل های کارشناسی! بسازند اما در خود آن کشور ها به حل معضل فکر می شود تا طرح افترا و مجازات زنان مورد تجاوز قرار گرفته! این به این معنی است که زن در این میان منظور و غرضی داشته و مرد طبعا بی گناه است. این دقیقا مطلب مورد تاکید ویدیوی بالاست. دقت کنید که در این تبلیغ تلویزیونی زن به فروشنده می گوید "..میخواهم امشب بروم بیرون، و می خواهم مورد تجاوز قرار بگیرم!.و به یک دامن احتیاج دارم که که یه مرد رو تشویق کنه که علی رغم میل خودم با من سکس کنه!!.کدام دامن برای این منظور بهتر است؟"
دومین موضوع نادیده گرفته شده در تمام فرهنگ های دینی این است که پوشش آزاد زن از روی میل اوست و حتی اگر قصد زنی نمایش زیبایی جنسی خود باشد پس نقش اراده در زندگی مردم چیست؟ رهبران دینی با آزاد گذاشتن غریزه حیوانی مردان گویی که بر ذات حیوانی آنان تایید می نهند و اراده به کل منقرض می گردد. اگر هم زنی قصد نمایش بدن خود را داشته باشد این به معنای آن نیست که می خواهد توسط اولین قداره به دست مورد تجاوز قرار گیرد. متاسفانه این مطلبی بود که در جریان اتفاق اخیر در خمینی شهر اصفهان رخ داد و بازهم متخصصین! علوم دینی سعی در محکوم کردن مفعولین واقعه کردند تا سرزنش فاعلین، گویی که آنان گناهی نداشته اند و در مجموع حال که تعداد افراد در تیم متجاوزین زیاد بوده قصورو جرمی متوجه آنان نیست، حد اقل نه در حد قصاص های متعارف در جامعه ایران.

پانوشت: چندیست که در امریکا برخی دختران لباس هایی می پوشند که روی آن نوشته شده "این واقعیت که من لباس سکسی پوشیده ام به این معنی نیست که تو اجازه داری به من تجاوز کنی" 

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

امروز در مجلس ختم مهندس سحابی اتفاق افتاد: گناهان یزید، معاویه، و همه طایفه بنی امیه شسته شد!

همیشه داستان هایی که از بچگی تو کله ما کردن از اینکه چطوری دختر پیامبر کشته شد و سعی میکردن جیگر آدم رو بچزونن برام خنده دار بوده. اینکه امویان چقدر آدم های ازگلی بودن. هیچ وقت تو کَتم نرفت که همیشه شیعهء برحق ساکت نشسته و بر اساس مصلحت صداش در نیومده. از بحث نحوه ایجاد تشییع که بگذریم همیشه از بچگی جلوی امثال این امور پرورشی ها و بسیجی ها و معلمین دینی و ... که فکر می کردن دارن مخ می شورن با خودم فکر میکردم که اگر آدمی هم بتونه مث امویانی که شما صحبتشو می کنین وجود داشته باشه اون خود شمایید. همیشه فکر میکردم چقدر این کاراکتر این آدمای بد تو سریال های مذهبی مثلا سریال امام علی چقدر شبیه خود این بسیجی ها و حزب اللهی هاست. بیراه فکر میکردم؟ امروز رکورد پیوستن دختر مظلوم به پدرش از 70 روز (یا به قولی 90 روز) به یک روز کاهش پیدا کرد.
ریختن تو مجلس ختم یه آدمی... اصلا بگو بر انداز نظام..... با پنجه بُکس به  یه زن، به یه مادر، به دختر یه آدم شناخته شده محترم حمله کردن و جوری زدنش که نفسش بالا نیومده دیگه و دارن حرف از نفوذ تشییع می زنن.حرف از گناه یزید و امویان و عباسیون. و البته حرف از اقتدار نظام. حرف از کیان جمهوری اسلامی. خنده داره! بهتره از اقتدار سیفون بیت رهبری بگن که با قدرت و اقتدار  داره خرابکاری یکی رو می شوره که از بابت یه مجلس ختم ساده به خودش ر..ده! یه زن معمولی چقدر باید خطرناک باشه که شبونه و به زور دفنش کنن؟ معاویه شرف داشت به اینا. امروز یزید و شمر و عمربن سعد همگی ویزای بهشت براشون صادر شد.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه

در تفسیر هندسه زاویه محمود و رهبر

پروفسور احمد خاتمی امروز طی آخرین نظریه خود بیان فرمودند که رئیس جمهور با رهبری زاویه دارند. ایشان بدون توضیح بیشتر ادامه مطلب رو باقی گذاشتن برای جلسه بعدی درس. اما چون یه دانشجوی خوب باید پیش پیش درسشو بخونه نیاز دیدم که با هم حالت های مختلف این زاویه رو مرور کنیم:
- حالت اول اینه که این زاویه تند باشه، یعنی از 90 درجه کمتر باشه. البته این حالت یکم برای محمود خطر ناکه و ممکنه آسیب ببینه. در این حالت برای پیدا کردن کسینوس زاویه کافیه محمود رو در نقش ظلع مجاور و آقا رو در نقش وطر در نظر بگیرید.
- حالت دوم که آقا بیشتر بهش علاقه داره 90 درجه هست. در این حالت محمود ظلع افقی و آقا رو ظلع عمودی در نظر بگیرید. در این حالت نیمساز مشائی بنابر تعریف دقیقا از وسط این زاویه عبور کرده و این زاویه رو به دو قسمت مساوی 45 درجه تقسیم می کنه.
- در حالت بعدی زاویه منفرجه داریم که با پیشروی به سمت 180 درجه بهتره هم آقا و هم محمود رو افقی در نظر بگیریم (البته سابقه آقا هم نشون می ده که در حوزه بیشتر افقی بودن).
-حالت بعدی هم زاویه متقابل به رأسه که در اون هردو زاویه با هم برابرن.
- زاویه بسته هم همونیه که محمود همش از همون زاویه به آقا گل می زنه. البته نامردیه چون از زاویه همون دستی که آقا معلولن بهشون گل می زنه...محمود خائن نامرد

القاعده مرگ اسامه بن لادن را تایید کرد



القاعده مرگ اسامه بن لادن را تایید کرد
بر اساس بیانیه ای که در وبسایت گروه های اسلامگرا منتشر شده، شبکه القاعده "مرگ اسامه بن لادن" رهبر این گروه را تایید کرده است. در این بیانیه نوشته است خون وی "هدر نخواهد رفت" و القاعده به حمله های خود به آمریکا و متحدانش ادامه خواهد داد.
در جایی دیگر از این بیانیه نوشته شده، مرگ بن لادن آمریکا را "نفرین" می کند این بیانیه خواستار شورش در پاکستان شده است.
امروز جمعه (۶ مه)، تظاهرکنندگان در سراسر پاکستان علیه کشتن اسامه بن لادن دست به اعتراضاتی زده اند.
گزارش ها حاکی است نزدیک به هزار نفر بعد از مراسم نماز جمعه در مرکز ابیت آباد گرد هم آمدند.
آنها چرخ خودرو ها را به آتش کشیدند و ضمن مسدود کردن جاده اصلی شعار "مرگ بر آمریکا" و "تروریست، تروریست، آمریکا، تروریست" سر دادند.
در این بیانیه نوشته شده که به زودی یک نوار صوتی متعلق به رهبر القاعده که یک هفته پیش از مرگش ضبط شده بود، پخش خواهد شد.
در این بیانیه اخطار داده شده که خون اسامه بن لادن مثل یک نفرین، آمریکایی ها و مامورانشان را دنبال می کند و آنها را هر جا که باشند گرفتار خواهد کرد.
در ادامه نوشته شده: "شادی آنها تبدیل به یاس می شود و اشک آنها به خونشان آغشته می شود. ما از مردم مسلمان پاکستان که شیخ اسامه در خاکشان کشته شد، می خواهیم که قیام کنند."
احساسات ضد آمریکایی در تظاهرات مشابهی که در شهر کویته، مرکز ایالت بلوچستان در جنوب غربی پاکستان برگزار شد، مشاهده شده است.
خبرنگاران می گویند که مردم پاکستان عملیات نظامی آمریکا در ابیت آباد را به عنوان تجاوز به حاکمیت و تمامیت ارضی پاکستان تلقی می کنند.
آنها همچنین از دولت پاکستان برای آنکه اجازه داده است کماندوهای آمریکایی عملیات خود را انجام دهند، انتقاد کرده اند.
آنها ادعای دولت این کشور را مبنی بر بی اطلاعی از یورش نظامی آمریکا به مجتمع محل سکونت اسامه بن لادن، نمی پذیرند.

۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

مهدی ..معروف به عج! دستت رو شده. اسفندیار همه چی رو لو داده. زودتر بیا بیرون

صدا توی بلندگوی سبزی فروشی: 

مهدی! ابا صالح!...معروف به عج! نقشت لو رفت. بیا بیرون، سریعتر! بچه ها آمارتو دادن که میخوای کی بیای و چیکار کنی..دستت رو شده و همه چی دیگه تموم شده. اسفندیار نتونست جلو دهنشو بگیره و به همه چی اعتراف کرده و سید محمود تیر خورده. سید خراسانی هم تو مرز آلمان دستگیر شده. بهتره که خودتو به ما بنمایی. دستتاتو بزار رو سرت یوااااش بیا بیرون

۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

تظاهرات عظیم امروز در انگلیس، چرا کسی این اغتشاشگرا رو نمی ندازه زندان؟


یه سووال:
امروز در لندن یه تظاهرات گنده شد در اعتراض به سیاست های اقتصادی دولت انگلیس. این اعتراض اکثرا آرام بود ولی در یه جاهایی به زد و خورد با پلیس هم کشیده شد. 4 تا پلیس زخمی شدن و یکیشون رفت بیمارستان. 13 نفر هم دستگیر شدن. اتفاقا اد میلیبند رهبر حزب کارگر هم در جمع معترضان سخنرانی پر شوری کرد و گفت دیوید کامرون باید بره. سوال من اینه که چرا دیوید کامرون، اد میلیبند رو به اتهام بر هم زدن نظم عمومی، بر اندازی دولت، کوچک نمایی وخفیف کردن دولت، شکاف بین سران قوا، تضعیف نظام انگلیس و غیره، نمیگیره تو بندازه تو زندان؟ تازه علاوه بر اینا اد میلبند جرم های دیگه ی هم مرتکب شده: حضور در جمع اغتشاشگران و تحریک مردم به ضرب و شتم پلیس، توههین به دولت، توهین به ملکه، توهین به نظام انگلیس. جدی چرا نمی اندازنش زندان تا جامعه انگلیس راحت و آ سوده بشه از دست این اغتشاش گرای بر انداز نرم؛ مثل ایران خودمون؟
 جواب های ممکن:
- چون انگلیسیا سرباز گمنان امام زمان ندارن؟
- چون انگلیسیا قوه قضائیه منسجم ندارن؟
- چون انگلیسیا همشون سرو ته ه کرباسن و مثل ما رهبر فرزانه بالای سرشون نیست؟
- چون همه انگلیسیا در خدمت اسرائیل و امریکا هستن و سیاستمداراشون فقط مردم رو بازی می دن؟
نه خیر:
- چون اصولا در اکثر جاهای دنیا مثل انگلیس، امروزه هرکسی حق داره اعتراض کنه و حقوق خودشو مطالبه کنه
- چون فقط ما مردم ایران سر کار رفتیم و بقیه دنیا از حقوق خودشون خوب خبر دارن و محافظت می کنند

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

«نه حزب‌الله ، نه ايران» را چه کسی فریاد می زند؟ مجاهدین یا انجمن پادشاهی؟

بالاخره روزی را هم دیدیم که مردم سوریه هم از ایران (البته جمهوری اسلامی) ابراز انزجار کردند. سوریه.تو که اینطوری نبودی!؟ تو هم آره؟ دور نخواهد بود که شعار مرگ بر ایران را در غزه هم بشنویم.دور نیست. کشوری که خودروی ایرانی به مردمش می فروشد و البته با سلاح ایرانی هم مردمش را سرکوب می کند. راستی اینان که شعار «نه حزب‌الله ، نه ايران» در سوریه فریاد می کنند کیستند. به گمان من منافقین اند، شاید هم سلطنت طلب ها!




۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

برگی از تاریخ. کوری عصا کش کور دگر شود: نصایح قذافی به جمهوری اسلامی!

قذافی که خود زمانی سید علی و دلقکش ا.ن را به پیروی از غرب تشویق می کرد و از سرنوشت صدام حسین می ترساند، خود در آستانه سرنوشت صدام حسین است. شکی نیست که سر انجام همه دیکتاتور ها بهتر از این نیست. اخبار روزهای اخیر لیبی و نصایح ا.ن و سیدعلی به قذافی من رو به یاد نصایح دو سه سال پیش همین آقا به رفقاش انداخت. یک لینک قدیمی از بی بی سی فارسی، انگار همین دیروز بود که داشتم می خوندم و می خندیدم...
اصل لینک هم اینجاست:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/08/080806_an-az-iran-qadafi.shtml

۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

دیروز صبح در ژاپن زلزله ای آمد به بزرگی 8.9 درجه در مقیاس ریشتر. تقریبا 2000 برابر زلزله بم و زلزله های معمول ویرانگر در تاریخ ایران قدرت داشت. با وجود این قدرت مهیب تا اکنون تعداد تلفات حادثه به زحمت از هزار نفر گذشته است وشکی نیست که اگر این زلزله با سونامی همراه نبود شاید تعداد قربانیان در حد چند صد نفر باقی می ماند. ژاپنی ها شاید بهترین مهندسین سازه و زلزله در دنیا باشند این را همه کارشناسان امر تصدیق کرده اند و چانچه مشابه این زلزله در ایران و یا حتی به جرات در خیلی از کشور های پیشرفته اتفاق نی افتاد آمار خرابی و تلفات به مراتب بیشتر از این بود. نکته ای که توجه مرا جلب کرده چیز دیگریست : با تمام نبوغ شهرسازی و فراست ژاپنی ها در امنیت سازه ها، یکی از چندین و چند نیروگاه اتمی این کشور دچار سانحه ناشی از زلزله شد. سیستم خنک کننده اضطراری خودش بر اثر این لرزه شدید قربانی شد و هسته راکتور منفجر شد و بلا شک تا مدتها بحث بر سر آثار آن بر ژاپن و کشور های اطراف آن منطقه خواهد بود. نگرانی من از این است که حال که نیروگاه بوشهر که طراحی به غایت قدیمی دارد و توسط روس ها و نه ژاپنی ها ساحته شدهو هنوز پیش از راه اندازی نهایی بار ها دچار حادثه و متوقف شده، حتی چنانچه بدون هیچ دردسر داخلی و خارجی و فارغ از کم کاری روس ها ساخته شود؛ درست بر روی کمربند جنوبی زلزله در ایران قرار دار. من شکی ندارم که در صورت وقوع لرزه ای حتی در حدود 6-7 ریشتر که در جنوب ایران بی سابقه هم نیست، ایران، خلیج فارس و کشور های حاشیه آن دچار سانحه زیستی اسف باری خواهند شد. تا کنون صحبت فقط از بی اعتمادی به کیفیت کار روس های و موش دواندان های اسرائیل و امریکا در برنامه راه اندازی نیروگاه بوشهر بود، اما اکنون همگان باید نگران میزان آمادگی دولت ایران در برابر سوانحی حتی بسیار کوچکتر از زلزله ژاپن باشند. حتی اگر برنامه راه اندازی به خوبی پیش رود تجربه ناکارآمدی حکومت در مورد زلزله بم را همگان به یاد دارند. ایرادی به داشتن نیروگاه اتمی در ایران نیست، ایراد به کیفیت کار حکومت است. ایراد به این است که ریسک این نیروگاه در مقایسه با میزان انرژی تزریقی به مدار برق کشور بسیار بسیار بالا می نماید، به خصوص پس از حادثه پیش آمده برای نیروگاه ژاپنی که طرح آن سی سال قدیمی نیست و با مدرن ترین ابتکارات ساخته شده بود. چنانچه نیروگاه بوشهر درست در کنار خلیج فارس شروع به کار کند، من شخصا آسایش زندگی در آن محدوده را نخواهم داشت.

۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

خرید زمان: نیرنگ همیشگی جمهوری اسلامی - غافلگیری: نقطه ضعف جمهوری اسلامی

همه تلاش رژیم آن بود که بازداشت موسوی و کروبی بدون سر و صدا انجام شود. معلوم نشود کِی آنها را برده اند، کجا برده اند، و اساسا امکان حاشا کردن کل ماجرا.فقط می دانیم که آنها را احتمالا به زندان حشمتیه ارتش برده اند. کی بود کی بود من نبودم!
این همه توان حقه جمهوری اسلامی است: گذراندن وقت و ماسمالی کردن. البته که خبر دستگیری موسوی و کروب صدا کرد، اما تصور کنید که این خبر به یکباره و آنی مطرح می شد؛ کارشان تمام بود.
نگاه کنید در هر چیزی که به نفع رژیم نباشد خرید زمان حربه سیستماتیک پیکره نظام می شود: مذاکرات هسته ای، دادگاه های متهمین قتل های زنجیره ای، دادگاه های رسیدگی به وقایع کوی دانشگاه، اصلاح قانون مطبوعات، و صد ها مورد دیگر. این آخری واقعا شاهکار رژیم بود در یک جا خالی دادان بسیار با حوصله از خطر اشوب در پی بازداشت موسوی و کروبی، پروژه ای که 20 ماه به طول انجامید و واقعا باید به سربازان گمنام اطلاعات دست مریزاد گفت. از اینجا به بعد پروژه دست دیگران است. و الحق که آن طوری که مردم سابقا در تطاهرات می گفتند "موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه" نشد. کسی اصلا نمی تواند بگوید کِی موسوی دستگیر شد که بخواهد اعلام قیامت کند! تنها امکان باقی مانده سه شنبه های اعتراض است و آن طور که نبوی گفت ده روز آینده سرنوشت ساز است. آنها باز هم مثل روز انتخابات روش غافلگیری را پیش گرفتند، هیچ کس باور نمی کرد که رژیم علی رغم تمایل فراوانش برای سر به نیست و ساکت کردن موسوی و کروبی جرات این کار را داشته باشد، حالا که کردند و دارند به ما می خندند. تنها و تنها راه پیروزی مردم هم در غافلگیر کردن رژیم است، دوباره همان طور که نبوی گفت خامنه ای مرد جنگیدن نیست، باید غافلگیرشان کرد. از ایجاد اختلال در هیچ مجرای دولتی و حکومتی نباید پرهیز کرد. آنها تا اینجا به حربه حکم اعدام مردم را از خرابکاری زیاده از حد ترسانده اند و همین نقطه ضعف و نقطه آغاز پیروزی مردم است. مردم با همین شرایط هم به خرابکاری مشغولند، چون می دانند رژیم طناب و گلوله کافی و جرات کافی برای اعدام هم در یک روز و یک هفته و یک ماه و حتی یک سال ندارد. اگر درنگ کنیم جمهوری اسلامی توان تبدیل هر تهدید و هر غافلگیری را به فرصت دارد. باید بسط در خیابان ها نشست. تا انتها باید رفت.

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

دفاع در مقابل ترور؛ حق همه مردم دنیاست!

ترور به معنی ایجاد ارعاب و وحشت است. امروز همه کشور های دنیا این حق را برای خود مسلم می دانند که در مقابل تروریست از خود حفاظت کنند. چندی پیش نیروی دریای کره جنوبی با اقتدار تمام دسته ای از دزدان دریایی سومالی را تار و مار نمود و شهروندانش را رهانید.
آیا کاربرد گروه های لباس شخصی و بسیج در جمهوری اسلامی چیزی به جز ایجاد رعب و وحشت در میان توده های مردم است؟ آیا ضرب و شتم  مردم و شلیک مستقیم به آنان چیزی به جز تروریسم است؟ به هر بهانه و دلیلی که باشد؟ آیا این حق مردم ایران نیست که در مقابل تروریسم از خود محافظت کنند؟ چرا مردم بسیاری کشور های دنیا اصولا نگرانی از اینکه امنیتشان توسط همسایه شان متزلزل شود ندارند اما مردم ایران در منازل خود امنیت ندارند؟
ای لباس شخصی که خود را سرباز گمنام امام زمان می دانی، امام زمان آرزو می کند که تا ابدالدهر گمنام بمانی! آرزوی او این است که زیر خروارهای خاک برود دستی که امنیت از توده مردم بستاند. دستی که حاصل سی سال عمر مادری را از او بستاند، دستی که با فشردن ماشه ای آه پدری را درآورد. این ها بی جواب نمی ماند و بدان که اگر امام زمانی باشد سراغ تو یکی خواهد آمد.
روی حرفم با دکتر عباسی است، واضع واژه "تروریسم مقدس": بگذریم که ادعای شناسایی علائم ظهور داری! اگر چون تویی با آن پیش بینی های دقیقت ازجنگ امریکا و عراق بتواند بگوید علایم ظهور امام چیست، همان بهتر که امام کلا نیاید. همان بهتر که این لخت زمانی که به پایان عمرت مانده بنشینی و سریال های هالیوود تفسیر کنی، مردم به تفریح هم احتیاج دارند.
اما سخنم امروز با تو چیز دیگریست ای "تروریست مقدس" مآب، ای فرمانده مراکز پارنوئیدی جمهوری اسلامی، ای ابتری که بچه ات نمی شود و به راحتی جوانان مردم را می کشی! شک نکن که دستان خلق گلوی تو را خواهد فشرد اما بدان مادری که بر مزار فرزند خود می گرید توان برخواستن ندارد، خوشحال باش که به چنگال مادر نمی افتی!

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

حضور نوجوانان ۱۵-۱۶ساله در میان نیروهای پلیس؛ جلیقه پوشیده و باتون به دست


به نقل ازکمپین بین المللی حقوق بشر در ایران:
یک شاهد عینی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که تعداد نیروهای پلیس و لباس شخصی ها در تجمع امروز مردم تهران به مراتب از تجمع ۲۵ بهمن بیشتر بود. وی گفت که در برخی میدان ها تعداد زیادی نیروی پلیس به صورت آماده باش دیده می شدند. او همچنین به کمپین گفت: « پسربچه های ۱۵-۱۶ ساله را به یک باتوم و جلیقه مجهز کرده بودند و کنار خیابان به صف کرده بودند. تا وقتی مردم آمدند انها را کتک بزنند.» حضور افراد زیر هجده سال در میان نیروهای پلیس که برخی نیز جثه های کوچکی داشته اند توسط دو شاهد عینی مستقل دیگر نیز تایید شده است. خبرگزاری های نزدیک به دولت نیز خبر دستگیری فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی را تایید کردند. وی پس از چند ساعت بازداشت آزاد شد.
وی به کمپین همچنین گفت که در مسیر عباس آباد تا میدان ونک خشونت مشاهده نکرده است و مردم به سمت صداو سیما حرکت می کردند. همچنین یک شاهد عینی دیگر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که ماموران پلیس مجتمع مسکونی- تجاری اسکان واقع در ابتدای خیابان میرداماد تقاطع خیابان ولی عصر را بسته اند و افرادی که داخل ان هستند راهی به خارج ندارند. به گفته شاهد عینی یاد شده برخی از تجمع کنندگان و کسانی که در جریان تجمعات کوچک شعار می دادند وارد طبقات این مجتمع تجاری شده بودند. اما مشخص نیست که که برای جلوگیری از حضور مردم این مجمتع بسته شده یا برای به دام انداختن تظاهر کنندگان.
همچنین یک شاهد عینی دیگر به کمپین گفت:« که طی ساعت های منتهی به غروب بر جمعیت تظاهرکنندگان دایم اضافه می شد و نیروهای امنیتی از سلاح های گرم و گاز آشک آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده کرده اند.»
یک شاهد عینی دیگر گفت که نیروهای پلیس از سلاح گرم استفاده کرده است. به گزارش منابع متعدد یکی از شعارهای اصلی مطرح شده در تظاهرات «مرگ بر دیکتاتور» است.

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

هزینه های جمهوری اسلامی


همه تعجب کردیم وقتی کسی که ماه به ماه حمام نرفته و بدنش شپش گذاشته 6 سال پیش اسمش از توی لپ لپ انتخابات ریاست جمهوری در آمد.
همه تعجب کردیم که به این راحتی هاشمی به کناره ای زده شد.
همه تعجب کردیم وقتی که دیدیم حمله ها به، هاشمی، این روباه جمهوری اسلامی که غیر رسمی و غیر علنی و در شبنامه های در خانه مردم بود، در انتخابات بعدی علنا به صدا و سیما کشیده شد در حالی که خود هاشمی یا ناطق اصلا کاندیدا نبودند.
و البته در طول این 6 سال همه تعجب کردیم که اظهارات خنده آور در سطح جهانی و توهین به مردم ایران که در طی 26 سال قبل شدت مشخصی داشت در این دوره شدتی نمایی پیدا کرد و سخنان رئیس جمهور لپ لپی ایران رسما به جک تبدیل شد. وزرا که در دولت های قبلی در خفا جعل می کردند در این دولت رسما به تقلب و دزدی علمی و خرافه بافی روی آوردند.

داستان چیست؟ خرج های جمهوری اسلامی از دخلش بیشتر شده. بسیار از آنانی که در لباس هواداری اصلاح طلبی همراه نظام بودند اکنون در لباس اصلاح قانون اساسی اند: ولایت مطلقه فقیه. و البته عموم و توده مردم عقیده ای به جمهوری اسلامی ندارند. آنچه مردم می فهمند فقر است، تبعیض و گرسنگی. بسیاری از اصلاح طلبان سابق گرسنگی را نچشیده اند، آنان برای قدرت از کف رفته می جنگند و مردم برای رهایی. به هر نحو، اصولگرایان هزینه هایی که برای دستکاری انتخابات ریاست جمهوری دادند برایشان گران تمام شده. آبروی نه چندان زیاد کشور هر روز با افاضات گه ر بار ا.ن و دوستانش بر باد، رفته. همگان قتل با گلوله در خیابان های تهران را دیده اند. اقتصاد را که دیگر نگو. دانشگاه ها نا بسامان و وضعیت علمی کشور: کاذب!! همه اینها برای آنانی که خواهان حکومت در لباس جمهوری اسلامی بودند و هستند؛ در وضعیت بهتری می بود اگر اصرار بر حفظ این عروسک خیمه شب بازی در ریاست جمهوری نمی کردند. مگر موسوی و کروبی که بودند. موسوی خود را بار ها اصولگرا معرفی کرد و شیخ همان است که 8 سال در مسند مجلس بود، مجلسی که چندان با دولت به اصطلاح اصلاحات هم همکاری نکرد و در نهایت سگ رهبری بود. از سویی بسیاری از اصولگرایان به پای ا.ن سوختند: لاریجانی ها، مطهری، و البته توکلی که به خیال خود ائتلافی اقتصادی کرده بود با ا.ن !! همه آنان آفتابه در دست به دنبال این ابله دارند شاهکار هایش را می شویند. همه این ها برای چه؟ قطعه های این پازل را که کنار هم بگذاری یک چیزی جور در نمی آید: هزینه ها در مقابل حفظ نظام. دور نبود روزی که مردم در منازل خود راحت نبودند که فحاشی به عناصر دست اول حکومت کنند، حال هزینه های ا.ن کار به آنجا کشانده که مردم در خیابان هرچه از دهانشان در می آید نثار سید علی می کنند و ماموران فقط تماشا می کنند و همان ها که پارسال به قولی ده ها نفر را مستقیما در خیابان ها کشتند و به اعتراف خودشان در 25 خرداد فقط 7-8 نفر را با گلوله کشتند اکنون برای کشتن دو نفر به التماس و دزدی اجساد افتاده اند. این همه هزینه برای چه، وقتی که یک "اصلاح طلب" خودی می توانست کوره شان را گرم تر از گذشته و سلطنتشان! را مستدام تر گرداند. من هنوز نمی فهمم این هزینه ها برای نظام به ظاهر آن نمی ارزد. اکنون دیگر مردم مصممند برای عزل رهبری و دیگر شعار هایشان به ا.ن نیست. صریحا خواهان تغییر قانون اساسی اند و خبری ازین خوش تر نیست. اما با در نظر گرفتن همه آن هزینه ها حتما برنامه دیگر در خیال زمامداران است. وجود نقشه واضح تر می نماید وقتی نگاه کنی که اراده چه  کسانی دولت را بر سر کار نگاه داشته (شواری نگهبان، شخص احمد جنتی) دارو دسته مصباح، سید علی و سید مجتبی خامنه ای، حداد عادل، سران سپاه، و...و از سویی بنگری کدام چهره ها علی رغم حمایت فعلی از دولت به آلترناتیو های دیگر اصولگرایان اعتقاد دارند مثلا: توکلی، لاریجانی، قالیباف، با هنر، مطهری و ...آنچه مرا نگران می کند این است که بر عموم مردم مشخص نیست این نقشه(های) نظام چه بوده و از کی در جریان بوده؟ وحال که حکومت تا این حد برای آن هدف نه چندان معلوم بر ما، هزینه کرده چه آلترناتیو هایی برای حفظ این هدف در پیش گرفته. در این میان کسانی که خوب می توانند صحبت کنند و مردم را از طرح آگاه کنند (هر چند که نمی کنند) عبارتند از: هاشمی، خود آقایان موسوی و کروبی، خاتمی، ناطق نوری، و...آیا واقعا ترس از مردم است که موسوی و کروبی محاکمه نمی شوند یا ترس از دانسته های انان. البته دانسته های هاشمی را هم فراموش نکنید. مثال انبوه کفتار هایی شده که که در صدد حمله به کفتار هایی پیر هستند اما هنوز از چیزی می ترسند، گویی شیشه عمرشان هنوز در تیر رس کفتار پیر است. پس چاره ای ندارند جز به دور و بر دویدن و هرج و مرج و شعار.
هرچه فکر می کنم طرح اصلی نباید بلند مدت باشد، یا اگر بوده اکنون نزدیک به اتمام است. گزینه های من محدودند: اتمی شدن حکومت برای ایمن سازی؟ آماده سازی برای جنگ منظم و غیر منظم منطقه ای در آینده نزدیک که ایمن سازی داخلی در پی دارد؟ جو سازی برای انتخاب رهبر بعدی؟ 
نمی دانم، شاید بازی ساده تر از آن است اما باز هم جور در نمی آید. چرا خود اصولگرایان که از وضعیت (حداقل تقسیم قدرت برای خودشان) ناراضی اند سکوت کرده اند؟ این نظر را هم قبول دارم که ممکن است حکومت انتظار چنین جساراتی از مردم نداشته و ممکن است که از ابتداو در پیش بینی هایشان در مورد اعتراضات مردم به دستکاری آشکار انتخاباتی این اعتراضات را کوچک فرض کرده و تصمیم به امتیاز ندادن گرفته باشند امری که حالادر این گِلش مانده اند، اما این کافی نیست.
واقعیت این است که از همان زمان امتیاز دهی شروع شده بود، اما اصرار بر ادامه روند موجود دوباره بر وجود یک هدف تاکید می کند.
باید اقرار کنم که پیشامد ها در مصر و تونس برای هیچکس پیش بینی شده نبود، و آقایان که فتنه! را تمام شده می دانستند اکنون در دو راهی هایی سخت تر گیر کرده اند. باید منتظر ماند، امیدوارم که مردم از خواسته هایشان کوتاه نیایند و به غافل گیری حکومت ادامه دهند، در غیر این صورت حکومت که همه امکانات رسانه ای را در اختیار دارد به زودی حیله ای قوی تر در پیش خواهد گرفت.