همه تعجب کردیم وقتی کسی که ماه به ماه حمام نرفته و بدنش شپش گذاشته 6 سال پیش اسمش از توی لپ لپ انتخابات ریاست جمهوری در آمد.
همه تعجب کردیم که به این راحتی هاشمی به کناره ای زده شد.
همه تعجب کردیم وقتی که دیدیم حمله ها به، هاشمی، این روباه جمهوری اسلامی که غیر رسمی و غیر علنی و در شبنامه های در خانه مردم بود، در انتخابات بعدی علنا به صدا و سیما کشیده شد در حالی که خود هاشمی یا ناطق اصلا کاندیدا نبودند.
و البته در طول این 6 سال همه تعجب کردیم که اظهارات خنده آور در سطح جهانی و توهین به مردم ایران که در طی 26 سال قبل شدت مشخصی داشت در این دوره شدتی نمایی پیدا کرد و سخنان رئیس جمهور لپ لپی ایران رسما به جک تبدیل شد. وزرا که در دولت های قبلی در خفا جعل می کردند در این دولت رسما به تقلب و دزدی علمی و خرافه بافی روی آوردند.
داستان چیست؟ خرج های جمهوری اسلامی از دخلش بیشتر شده. بسیار از آنانی که در لباس هواداری اصلاح طلبی همراه نظام بودند اکنون در لباس اصلاح قانون اساسی اند: ولایت مطلقه فقیه. و البته عموم و توده مردم عقیده ای به جمهوری اسلامی ندارند. آنچه مردم می فهمند فقر است، تبعیض و گرسنگی. بسیاری از اصلاح طلبان سابق گرسنگی را نچشیده اند، آنان برای قدرت از کف رفته می جنگند و مردم برای رهایی. به هر نحو، اصولگرایان هزینه هایی که برای دستکاری انتخابات ریاست جمهوری دادند برایشان گران تمام شده. آبروی نه چندان زیاد کشور هر روز با افاضات گه ر بار ا.ن و دوستانش بر باد، رفته. همگان قتل با گلوله در خیابان های تهران را دیده اند. اقتصاد را که دیگر نگو. دانشگاه ها نا بسامان و وضعیت علمی کشور: کاذب!! همه اینها برای آنانی که خواهان حکومت در لباس جمهوری اسلامی بودند و هستند؛ در وضعیت بهتری می بود اگر اصرار بر حفظ این عروسک خیمه شب بازی در ریاست جمهوری نمی کردند. مگر موسوی و کروبی که بودند. موسوی خود را بار ها اصولگرا معرفی کرد و شیخ همان است که 8 سال در مسند مجلس بود، مجلسی که چندان با دولت به اصطلاح اصلاحات هم همکاری نکرد و در نهایت سگ رهبری بود. از سویی بسیاری از اصولگرایان به پای ا.ن سوختند: لاریجانی ها، مطهری، و البته توکلی که به خیال خود ائتلافی اقتصادی کرده بود با ا.ن !! همه آنان آفتابه در دست به دنبال این ابله دارند شاهکار هایش را می شویند. همه این ها برای چه؟ قطعه های این پازل را که کنار هم بگذاری یک چیزی جور در نمی آید: هزینه ها در مقابل حفظ نظام. دور نبود روزی که مردم در منازل خود راحت نبودند که فحاشی به عناصر دست اول حکومت کنند، حال هزینه های ا.ن کار به آنجا کشانده که مردم در خیابان هرچه از دهانشان در می آید نثار سید علی می کنند و ماموران فقط تماشا می کنند و همان ها که پارسال به قولی ده ها نفر را مستقیما در خیابان ها کشتند و به اعتراف خودشان در 25 خرداد فقط 7-8 نفر را با گلوله کشتند اکنون برای کشتن دو نفر به التماس و دزدی اجساد افتاده اند. این همه هزینه برای چه، وقتی که یک "اصلاح طلب" خودی می توانست کوره شان را گرم تر از گذشته و سلطنتشان! را مستدام تر گرداند. من هنوز نمی فهمم این هزینه ها برای نظام به ظاهر آن نمی ارزد. اکنون دیگر مردم مصممند برای عزل رهبری و دیگر شعار هایشان به ا.ن نیست. صریحا خواهان تغییر قانون اساسی اند و خبری ازین خوش تر نیست. اما با در نظر گرفتن همه آن هزینه ها حتما برنامه دیگر در خیال زمامداران است. وجود نقشه واضح تر می نماید وقتی نگاه کنی که اراده چه کسانی دولت را بر سر کار نگاه داشته (شواری نگهبان، شخص احمد جنتی) دارو دسته مصباح، سید علی و سید مجتبی خامنه ای، حداد عادل، سران سپاه، و...و از سویی بنگری کدام چهره ها علی رغم حمایت فعلی از دولت به آلترناتیو های دیگر اصولگرایان اعتقاد دارند مثلا: توکلی، لاریجانی، قالیباف، با هنر، مطهری و ...آنچه مرا نگران می کند این است که بر عموم مردم مشخص نیست این نقشه(های) نظام چه بوده و از کی در جریان بوده؟ وحال که حکومت تا این حد برای آن هدف نه چندان معلوم بر ما، هزینه کرده چه آلترناتیو هایی برای حفظ این هدف در پیش گرفته. در این میان کسانی که خوب می توانند صحبت کنند و مردم را از طرح آگاه کنند (هر چند که نمی کنند) عبارتند از: هاشمی، خود آقایان موسوی و کروبی، خاتمی، ناطق نوری، و...آیا واقعا ترس از مردم است که موسوی و کروبی محاکمه نمی شوند یا ترس از دانسته های انان. البته دانسته های هاشمی را هم فراموش نکنید. مثال انبوه کفتار هایی شده که که در صدد حمله به کفتار هایی پیر هستند اما هنوز از چیزی می ترسند، گویی شیشه عمرشان هنوز در تیر رس کفتار پیر است. پس چاره ای ندارند جز به دور و بر دویدن و هرج و مرج و شعار.
هرچه فکر می کنم طرح اصلی نباید بلند مدت باشد، یا اگر بوده اکنون نزدیک به اتمام است. گزینه های من محدودند: اتمی شدن حکومت برای ایمن سازی؟ آماده سازی برای جنگ منظم و غیر منظم منطقه ای در آینده نزدیک که ایمن سازی داخلی در پی دارد؟ جو سازی برای انتخاب رهبر بعدی؟
نمی دانم، شاید بازی ساده تر از آن است اما باز هم جور در نمی آید. چرا خود اصولگرایان که از وضعیت (حداقل تقسیم قدرت برای خودشان) ناراضی اند سکوت کرده اند؟ این نظر را هم قبول دارم که ممکن است حکومت انتظار چنین جساراتی از مردم نداشته و ممکن است که از ابتداو در پیش بینی هایشان در مورد اعتراضات مردم به دستکاری آشکار انتخاباتی این اعتراضات را کوچک فرض کرده و تصمیم به امتیاز ندادن گرفته باشند امری که حالادر این گِلش مانده اند، اما این کافی نیست.
واقعیت این است که از همان زمان امتیاز دهی شروع شده بود، اما اصرار بر ادامه روند موجود دوباره بر وجود یک هدف تاکید می کند.
باید اقرار کنم که پیشامد ها در مصر و تونس برای هیچکس پیش بینی شده نبود، و آقایان که فتنه! را تمام شده می دانستند اکنون در دو راهی هایی سخت تر گیر کرده اند. باید منتظر ماند، امیدوارم که مردم از خواسته هایشان کوتاه نیایند و به غافل گیری حکومت ادامه دهند، در غیر این صورت حکومت که همه امکانات رسانه ای را در اختیار دارد به زودی حیله ای قوی تر در پیش خواهد گرفت.
هیچ نظری موجود نیست:
نظرات جدید مجاز نیستند.