۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

خرید زمان: نیرنگ همیشگی جمهوری اسلامی - غافلگیری: نقطه ضعف جمهوری اسلامی

همه تلاش رژیم آن بود که بازداشت موسوی و کروبی بدون سر و صدا انجام شود. معلوم نشود کِی آنها را برده اند، کجا برده اند، و اساسا امکان حاشا کردن کل ماجرا.فقط می دانیم که آنها را احتمالا به زندان حشمتیه ارتش برده اند. کی بود کی بود من نبودم!
این همه توان حقه جمهوری اسلامی است: گذراندن وقت و ماسمالی کردن. البته که خبر دستگیری موسوی و کروب صدا کرد، اما تصور کنید که این خبر به یکباره و آنی مطرح می شد؛ کارشان تمام بود.
نگاه کنید در هر چیزی که به نفع رژیم نباشد خرید زمان حربه سیستماتیک پیکره نظام می شود: مذاکرات هسته ای، دادگاه های متهمین قتل های زنجیره ای، دادگاه های رسیدگی به وقایع کوی دانشگاه، اصلاح قانون مطبوعات، و صد ها مورد دیگر. این آخری واقعا شاهکار رژیم بود در یک جا خالی دادان بسیار با حوصله از خطر اشوب در پی بازداشت موسوی و کروبی، پروژه ای که 20 ماه به طول انجامید و واقعا باید به سربازان گمنام اطلاعات دست مریزاد گفت. از اینجا به بعد پروژه دست دیگران است. و الحق که آن طوری که مردم سابقا در تطاهرات می گفتند "موسوی دستگیر بشه ایران قیامت میشه" نشد. کسی اصلا نمی تواند بگوید کِی موسوی دستگیر شد که بخواهد اعلام قیامت کند! تنها امکان باقی مانده سه شنبه های اعتراض است و آن طور که نبوی گفت ده روز آینده سرنوشت ساز است. آنها باز هم مثل روز انتخابات روش غافلگیری را پیش گرفتند، هیچ کس باور نمی کرد که رژیم علی رغم تمایل فراوانش برای سر به نیست و ساکت کردن موسوی و کروبی جرات این کار را داشته باشد، حالا که کردند و دارند به ما می خندند. تنها و تنها راه پیروزی مردم هم در غافلگیر کردن رژیم است، دوباره همان طور که نبوی گفت خامنه ای مرد جنگیدن نیست، باید غافلگیرشان کرد. از ایجاد اختلال در هیچ مجرای دولتی و حکومتی نباید پرهیز کرد. آنها تا اینجا به حربه حکم اعدام مردم را از خرابکاری زیاده از حد ترسانده اند و همین نقطه ضعف و نقطه آغاز پیروزی مردم است. مردم با همین شرایط هم به خرابکاری مشغولند، چون می دانند رژیم طناب و گلوله کافی و جرات کافی برای اعدام هم در یک روز و یک هفته و یک ماه و حتی یک سال ندارد. اگر درنگ کنیم جمهوری اسلامی توان تبدیل هر تهدید و هر غافلگیری را به فرصت دارد. باید بسط در خیابان ها نشست. تا انتها باید رفت.

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

دفاع در مقابل ترور؛ حق همه مردم دنیاست!

ترور به معنی ایجاد ارعاب و وحشت است. امروز همه کشور های دنیا این حق را برای خود مسلم می دانند که در مقابل تروریست از خود حفاظت کنند. چندی پیش نیروی دریای کره جنوبی با اقتدار تمام دسته ای از دزدان دریایی سومالی را تار و مار نمود و شهروندانش را رهانید.
آیا کاربرد گروه های لباس شخصی و بسیج در جمهوری اسلامی چیزی به جز ایجاد رعب و وحشت در میان توده های مردم است؟ آیا ضرب و شتم  مردم و شلیک مستقیم به آنان چیزی به جز تروریسم است؟ به هر بهانه و دلیلی که باشد؟ آیا این حق مردم ایران نیست که در مقابل تروریسم از خود محافظت کنند؟ چرا مردم بسیاری کشور های دنیا اصولا نگرانی از اینکه امنیتشان توسط همسایه شان متزلزل شود ندارند اما مردم ایران در منازل خود امنیت ندارند؟
ای لباس شخصی که خود را سرباز گمنام امام زمان می دانی، امام زمان آرزو می کند که تا ابدالدهر گمنام بمانی! آرزوی او این است که زیر خروارهای خاک برود دستی که امنیت از توده مردم بستاند. دستی که حاصل سی سال عمر مادری را از او بستاند، دستی که با فشردن ماشه ای آه پدری را درآورد. این ها بی جواب نمی ماند و بدان که اگر امام زمانی باشد سراغ تو یکی خواهد آمد.
روی حرفم با دکتر عباسی است، واضع واژه "تروریسم مقدس": بگذریم که ادعای شناسایی علائم ظهور داری! اگر چون تویی با آن پیش بینی های دقیقت ازجنگ امریکا و عراق بتواند بگوید علایم ظهور امام چیست، همان بهتر که امام کلا نیاید. همان بهتر که این لخت زمانی که به پایان عمرت مانده بنشینی و سریال های هالیوود تفسیر کنی، مردم به تفریح هم احتیاج دارند.
اما سخنم امروز با تو چیز دیگریست ای "تروریست مقدس" مآب، ای فرمانده مراکز پارنوئیدی جمهوری اسلامی، ای ابتری که بچه ات نمی شود و به راحتی جوانان مردم را می کشی! شک نکن که دستان خلق گلوی تو را خواهد فشرد اما بدان مادری که بر مزار فرزند خود می گرید توان برخواستن ندارد، خوشحال باش که به چنگال مادر نمی افتی!

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

حضور نوجوانان ۱۵-۱۶ساله در میان نیروهای پلیس؛ جلیقه پوشیده و باتون به دست


به نقل ازکمپین بین المللی حقوق بشر در ایران:
یک شاهد عینی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که تعداد نیروهای پلیس و لباس شخصی ها در تجمع امروز مردم تهران به مراتب از تجمع ۲۵ بهمن بیشتر بود. وی گفت که در برخی میدان ها تعداد زیادی نیروی پلیس به صورت آماده باش دیده می شدند. او همچنین به کمپین گفت: « پسربچه های ۱۵-۱۶ ساله را به یک باتوم و جلیقه مجهز کرده بودند و کنار خیابان به صف کرده بودند. تا وقتی مردم آمدند انها را کتک بزنند.» حضور افراد زیر هجده سال در میان نیروهای پلیس که برخی نیز جثه های کوچکی داشته اند توسط دو شاهد عینی مستقل دیگر نیز تایید شده است. خبرگزاری های نزدیک به دولت نیز خبر دستگیری فائزه هاشمی دختر اکبر هاشمی رفسنجانی را تایید کردند. وی پس از چند ساعت بازداشت آزاد شد.
وی به کمپین همچنین گفت که در مسیر عباس آباد تا میدان ونک خشونت مشاهده نکرده است و مردم به سمت صداو سیما حرکت می کردند. همچنین یک شاهد عینی دیگر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که ماموران پلیس مجتمع مسکونی- تجاری اسکان واقع در ابتدای خیابان میرداماد تقاطع خیابان ولی عصر را بسته اند و افرادی که داخل ان هستند راهی به خارج ندارند. به گفته شاهد عینی یاد شده برخی از تجمع کنندگان و کسانی که در جریان تجمعات کوچک شعار می دادند وارد طبقات این مجتمع تجاری شده بودند. اما مشخص نیست که که برای جلوگیری از حضور مردم این مجمتع بسته شده یا برای به دام انداختن تظاهر کنندگان.
همچنین یک شاهد عینی دیگر به کمپین گفت:« که طی ساعت های منتهی به غروب بر جمعیت تظاهرکنندگان دایم اضافه می شد و نیروهای امنیتی از سلاح های گرم و گاز آشک آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده کرده اند.»
یک شاهد عینی دیگر گفت که نیروهای پلیس از سلاح گرم استفاده کرده است. به گزارش منابع متعدد یکی از شعارهای اصلی مطرح شده در تظاهرات «مرگ بر دیکتاتور» است.

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

هزینه های جمهوری اسلامی


همه تعجب کردیم وقتی کسی که ماه به ماه حمام نرفته و بدنش شپش گذاشته 6 سال پیش اسمش از توی لپ لپ انتخابات ریاست جمهوری در آمد.
همه تعجب کردیم که به این راحتی هاشمی به کناره ای زده شد.
همه تعجب کردیم وقتی که دیدیم حمله ها به، هاشمی، این روباه جمهوری اسلامی که غیر رسمی و غیر علنی و در شبنامه های در خانه مردم بود، در انتخابات بعدی علنا به صدا و سیما کشیده شد در حالی که خود هاشمی یا ناطق اصلا کاندیدا نبودند.
و البته در طول این 6 سال همه تعجب کردیم که اظهارات خنده آور در سطح جهانی و توهین به مردم ایران که در طی 26 سال قبل شدت مشخصی داشت در این دوره شدتی نمایی پیدا کرد و سخنان رئیس جمهور لپ لپی ایران رسما به جک تبدیل شد. وزرا که در دولت های قبلی در خفا جعل می کردند در این دولت رسما به تقلب و دزدی علمی و خرافه بافی روی آوردند.

داستان چیست؟ خرج های جمهوری اسلامی از دخلش بیشتر شده. بسیار از آنانی که در لباس هواداری اصلاح طلبی همراه نظام بودند اکنون در لباس اصلاح قانون اساسی اند: ولایت مطلقه فقیه. و البته عموم و توده مردم عقیده ای به جمهوری اسلامی ندارند. آنچه مردم می فهمند فقر است، تبعیض و گرسنگی. بسیاری از اصلاح طلبان سابق گرسنگی را نچشیده اند، آنان برای قدرت از کف رفته می جنگند و مردم برای رهایی. به هر نحو، اصولگرایان هزینه هایی که برای دستکاری انتخابات ریاست جمهوری دادند برایشان گران تمام شده. آبروی نه چندان زیاد کشور هر روز با افاضات گه ر بار ا.ن و دوستانش بر باد، رفته. همگان قتل با گلوله در خیابان های تهران را دیده اند. اقتصاد را که دیگر نگو. دانشگاه ها نا بسامان و وضعیت علمی کشور: کاذب!! همه اینها برای آنانی که خواهان حکومت در لباس جمهوری اسلامی بودند و هستند؛ در وضعیت بهتری می بود اگر اصرار بر حفظ این عروسک خیمه شب بازی در ریاست جمهوری نمی کردند. مگر موسوی و کروبی که بودند. موسوی خود را بار ها اصولگرا معرفی کرد و شیخ همان است که 8 سال در مسند مجلس بود، مجلسی که چندان با دولت به اصطلاح اصلاحات هم همکاری نکرد و در نهایت سگ رهبری بود. از سویی بسیاری از اصولگرایان به پای ا.ن سوختند: لاریجانی ها، مطهری، و البته توکلی که به خیال خود ائتلافی اقتصادی کرده بود با ا.ن !! همه آنان آفتابه در دست به دنبال این ابله دارند شاهکار هایش را می شویند. همه این ها برای چه؟ قطعه های این پازل را که کنار هم بگذاری یک چیزی جور در نمی آید: هزینه ها در مقابل حفظ نظام. دور نبود روزی که مردم در منازل خود راحت نبودند که فحاشی به عناصر دست اول حکومت کنند، حال هزینه های ا.ن کار به آنجا کشانده که مردم در خیابان هرچه از دهانشان در می آید نثار سید علی می کنند و ماموران فقط تماشا می کنند و همان ها که پارسال به قولی ده ها نفر را مستقیما در خیابان ها کشتند و به اعتراف خودشان در 25 خرداد فقط 7-8 نفر را با گلوله کشتند اکنون برای کشتن دو نفر به التماس و دزدی اجساد افتاده اند. این همه هزینه برای چه، وقتی که یک "اصلاح طلب" خودی می توانست کوره شان را گرم تر از گذشته و سلطنتشان! را مستدام تر گرداند. من هنوز نمی فهمم این هزینه ها برای نظام به ظاهر آن نمی ارزد. اکنون دیگر مردم مصممند برای عزل رهبری و دیگر شعار هایشان به ا.ن نیست. صریحا خواهان تغییر قانون اساسی اند و خبری ازین خوش تر نیست. اما با در نظر گرفتن همه آن هزینه ها حتما برنامه دیگر در خیال زمامداران است. وجود نقشه واضح تر می نماید وقتی نگاه کنی که اراده چه  کسانی دولت را بر سر کار نگاه داشته (شواری نگهبان، شخص احمد جنتی) دارو دسته مصباح، سید علی و سید مجتبی خامنه ای، حداد عادل، سران سپاه، و...و از سویی بنگری کدام چهره ها علی رغم حمایت فعلی از دولت به آلترناتیو های دیگر اصولگرایان اعتقاد دارند مثلا: توکلی، لاریجانی، قالیباف، با هنر، مطهری و ...آنچه مرا نگران می کند این است که بر عموم مردم مشخص نیست این نقشه(های) نظام چه بوده و از کی در جریان بوده؟ وحال که حکومت تا این حد برای آن هدف نه چندان معلوم بر ما، هزینه کرده چه آلترناتیو هایی برای حفظ این هدف در پیش گرفته. در این میان کسانی که خوب می توانند صحبت کنند و مردم را از طرح آگاه کنند (هر چند که نمی کنند) عبارتند از: هاشمی، خود آقایان موسوی و کروبی، خاتمی، ناطق نوری، و...آیا واقعا ترس از مردم است که موسوی و کروبی محاکمه نمی شوند یا ترس از دانسته های انان. البته دانسته های هاشمی را هم فراموش نکنید. مثال انبوه کفتار هایی شده که که در صدد حمله به کفتار هایی پیر هستند اما هنوز از چیزی می ترسند، گویی شیشه عمرشان هنوز در تیر رس کفتار پیر است. پس چاره ای ندارند جز به دور و بر دویدن و هرج و مرج و شعار.
هرچه فکر می کنم طرح اصلی نباید بلند مدت باشد، یا اگر بوده اکنون نزدیک به اتمام است. گزینه های من محدودند: اتمی شدن حکومت برای ایمن سازی؟ آماده سازی برای جنگ منظم و غیر منظم منطقه ای در آینده نزدیک که ایمن سازی داخلی در پی دارد؟ جو سازی برای انتخاب رهبر بعدی؟ 
نمی دانم، شاید بازی ساده تر از آن است اما باز هم جور در نمی آید. چرا خود اصولگرایان که از وضعیت (حداقل تقسیم قدرت برای خودشان) ناراضی اند سکوت کرده اند؟ این نظر را هم قبول دارم که ممکن است حکومت انتظار چنین جساراتی از مردم نداشته و ممکن است که از ابتداو در پیش بینی هایشان در مورد اعتراضات مردم به دستکاری آشکار انتخاباتی این اعتراضات را کوچک فرض کرده و تصمیم به امتیاز ندادن گرفته باشند امری که حالادر این گِلش مانده اند، اما این کافی نیست.
واقعیت این است که از همان زمان امتیاز دهی شروع شده بود، اما اصرار بر ادامه روند موجود دوباره بر وجود یک هدف تاکید می کند.
باید اقرار کنم که پیشامد ها در مصر و تونس برای هیچکس پیش بینی شده نبود، و آقایان که فتنه! را تمام شده می دانستند اکنون در دو راهی هایی سخت تر گیر کرده اند. باید منتظر ماند، امیدوارم که مردم از خواسته هایشان کوتاه نیایند و به غافل گیری حکومت ادامه دهند، در غیر این صورت حکومت که همه امکانات رسانه ای را در اختیار دارد به زودی حیله ای قوی تر در پیش خواهد گرفت.