همان رژیمی که تا صحبت از جنگ می شود تهدید به بستن تنگه هرمز می کند، اکنون شاهرگ مسافربری "داخلی" خود را به همسایه آنطرف تنگه واگذار میکند. همان رژیمی که صحبت از اقتدار آن در بیست سال آینده میشد! آنهایی که جمهوری اسلامی را به خاطر برنامه هسته ای تحریم کرده اند و حتی قطعات یدکی هواپیما به ایران نمی فروشند (چه برسد به خود هواپیما) خوب می دانند که رژیم ایران که وجود هرگونه کاربرد نظامی در برنامه هسته ای اش را حاشا می کند در حال پرداخت هزینه هائی برای این ادعای خود است که ابدا با این حاشاگری همخوانی ندارد.
حد اکثر برق تولیدی نیروگاه بوشهر 1000 مگاوات در سال است در حالی که مصرف کل کشور بیش از پنجاه برابر این مقدار است. هزینه نقدی و غیر نقدی نظام برای تولید این برق با سوخت بومی! بسیار بسیار بیشتر از صرفه جویی برقی است که کمتر از دو درصد مصرف کل کشور را تامین خواهد کرد. در جدید ترین هزینه ای که نظام برای این دو درصد برق هسته ای با سوخت بومی داده است، پرواز های داخلی ایران را قطری ها انجام خواهند داد.
صحبت آنها ساده است:
هر استفاده از نیروی هسته ای می خواهید بکنید به جز مصرف نظامی. سوخت خود را تغلیظ نکنید و از بازار بین المللی بخرید که هم ارزانتر تمام می شود و هم نیاز به این همه تاسیسات زیر بنایی ندارد. این را هم عقل می گوید هم اقتصاد هم تمام دنیا. هزینه چنین تاسیسات زیر بنایی و با توجه به میزان بسیار کم اورانیوم در ایرن تنها در صورت وجود برنامه ای برای تولید یک یا حد اکثر دو بمب اتم، توجیه پیدا می کند نه برای یک برنامه دائم تولید سوخت نیروگاه آن هم در حالی که هیچ کشوری حتی آفریقای جنوبی که ظاهرا دوست ماست به ما خوراک خام اورانیوم نمی فروشد! پس اصرار بر تداوم این برنامه از طرف شما (ایران) با وجودی که می دانید سنگ معدنی به شما فروخته نخواهد شد فقط می تواند دایر بر نیات خبیث شما برای ساخت بمب اتم باشد (با استفاده از همان موادی که از قبل از انقلاب خریداری شده و در انبار ها موجود است.)
از همه این ها که بگذریم حتی در صورتی که ایران مقدار کافی اورانیوم برای این تاسیسات در اختیار داشت و حتی در صورتی که نیاتش هم واقعا صلح طلبانه بود، در شرایطی که ناوگان هوایی مسافربری ایران از شدت تحریم ها فلج گردیده و خلبانان واقعا با دعا و آیت الکرسی هواپیما ها را بلند می کنند و می نشانند هر کشوری را اگر به جای ایران بود به عقب نشینی (هر چند از مواضع صلح طلبانه) می کشاند. پس حتما مطاعی که هزینه اش این قدر بالاست باید غیر از "توانایی بومی برای تولید سوخت دو درصد از برق کشور" باشد.
این طور که به نظر می رسد برنامه هسته ایران برای سران ارشد نظام (بخوانید رهبر) خط قرمزی است که بابت آن هر بهایی را خواهند داد. در این را، حتی از شکستن غرور یک ملت دریغ نمی کنند. نه تنها غرور ملی و برنامه 20 ساله ایرن برای اقتدار منطقه ای مسخره و لوث و پوچ می شود بلکه ایران بیش از پیش مدیون و وابسته به کشور های منطقه می شود. با واگذاری پروازهای داخلی به قطر خفّت ملی به اوج رسید. آن هم قطری که همه اش صحبت از زرنگی آنها در غارت منابع گازی ایران می شود! هواپیما های کشور هایی در ایران کار حمل مسافر را انجام خواهند داد که دولت های مطبوعشان تا چندی پیش از جستجوی درون خشتک و بدن دختران ایرانی خود داری نمی کردند. حال همانان باید در داخل ایران همان مسافران را جابجا کنند (هرچند که آن کار امارات بود و این به قطر واگذار شده اما مگر در اصل فرقی هم میکنند؟) همه و همه این ها برای تسهیل پیش برد مقاصد شوم و نفرت آور عده ای انگشت شمار و جاه طلبی هسته ای یک نفر به نام سید علی خامنه ای و نوکران و اطرافیانش (بخوانید سپاه).این رویکرد رژیم مرا به یاد صفتی می اندازد که در لغت نامه دهخدا می توانید معنی آن را پیدا کنید. کسانی که اکنون برای گریز از فشار بر صنعت هوایی حاضرند این گونه به قطری ها باج بدهند، از فروش آبرو و ناموس ایرانی (و مطمعنا ناموس خود) هم ترسی ندارند. این لغت که معنی آن در لغت نامه دهخدا آمده است چیزی نیست جز "قرمساق".
آیا واقعا توانایی ایران برای غنی سازی بومی آن طور که رهبر تصور می کند به رژیم ایمنی و مصونیت در برابر سرنگونی خواهد داد، یا آن چنان که آنان تصور می کنند اسرائیل را تهدید خواهد کرد؟ این وسط قربانی فقط ایران و ایرانیست. نه غروری مانده، نه حیثیتی...
حد اکثر برق تولیدی نیروگاه بوشهر 1000 مگاوات در سال است در حالی که مصرف کل کشور بیش از پنجاه برابر این مقدار است. هزینه نقدی و غیر نقدی نظام برای تولید این برق با سوخت بومی! بسیار بسیار بیشتر از صرفه جویی برقی است که کمتر از دو درصد مصرف کل کشور را تامین خواهد کرد. در جدید ترین هزینه ای که نظام برای این دو درصد برق هسته ای با سوخت بومی داده است، پرواز های داخلی ایران را قطری ها انجام خواهند داد.
صحبت آنها ساده است:
هر استفاده از نیروی هسته ای می خواهید بکنید به جز مصرف نظامی. سوخت خود را تغلیظ نکنید و از بازار بین المللی بخرید که هم ارزانتر تمام می شود و هم نیاز به این همه تاسیسات زیر بنایی ندارد. این را هم عقل می گوید هم اقتصاد هم تمام دنیا. هزینه چنین تاسیسات زیر بنایی و با توجه به میزان بسیار کم اورانیوم در ایرن تنها در صورت وجود برنامه ای برای تولید یک یا حد اکثر دو بمب اتم، توجیه پیدا می کند نه برای یک برنامه دائم تولید سوخت نیروگاه آن هم در حالی که هیچ کشوری حتی آفریقای جنوبی که ظاهرا دوست ماست به ما خوراک خام اورانیوم نمی فروشد! پس اصرار بر تداوم این برنامه از طرف شما (ایران) با وجودی که می دانید سنگ معدنی به شما فروخته نخواهد شد فقط می تواند دایر بر نیات خبیث شما برای ساخت بمب اتم باشد (با استفاده از همان موادی که از قبل از انقلاب خریداری شده و در انبار ها موجود است.)
از همه این ها که بگذریم حتی در صورتی که ایران مقدار کافی اورانیوم برای این تاسیسات در اختیار داشت و حتی در صورتی که نیاتش هم واقعا صلح طلبانه بود، در شرایطی که ناوگان هوایی مسافربری ایران از شدت تحریم ها فلج گردیده و خلبانان واقعا با دعا و آیت الکرسی هواپیما ها را بلند می کنند و می نشانند هر کشوری را اگر به جای ایران بود به عقب نشینی (هر چند از مواضع صلح طلبانه) می کشاند. پس حتما مطاعی که هزینه اش این قدر بالاست باید غیر از "توانایی بومی برای تولید سوخت دو درصد از برق کشور" باشد.
این طور که به نظر می رسد برنامه هسته ایران برای سران ارشد نظام (بخوانید رهبر) خط قرمزی است که بابت آن هر بهایی را خواهند داد. در این را، حتی از شکستن غرور یک ملت دریغ نمی کنند. نه تنها غرور ملی و برنامه 20 ساله ایرن برای اقتدار منطقه ای مسخره و لوث و پوچ می شود بلکه ایران بیش از پیش مدیون و وابسته به کشور های منطقه می شود. با واگذاری پروازهای داخلی به قطر خفّت ملی به اوج رسید. آن هم قطری که همه اش صحبت از زرنگی آنها در غارت منابع گازی ایران می شود! هواپیما های کشور هایی در ایران کار حمل مسافر را انجام خواهند داد که دولت های مطبوعشان تا چندی پیش از جستجوی درون خشتک و بدن دختران ایرانی خود داری نمی کردند. حال همانان باید در داخل ایران همان مسافران را جابجا کنند (هرچند که آن کار امارات بود و این به قطر واگذار شده اما مگر در اصل فرقی هم میکنند؟) همه و همه این ها برای تسهیل پیش برد مقاصد شوم و نفرت آور عده ای انگشت شمار و جاه طلبی هسته ای یک نفر به نام سید علی خامنه ای و نوکران و اطرافیانش (بخوانید سپاه).این رویکرد رژیم مرا به یاد صفتی می اندازد که در لغت نامه دهخدا می توانید معنی آن را پیدا کنید. کسانی که اکنون برای گریز از فشار بر صنعت هوایی حاضرند این گونه به قطری ها باج بدهند، از فروش آبرو و ناموس ایرانی (و مطمعنا ناموس خود) هم ترسی ندارند. این لغت که معنی آن در لغت نامه دهخدا آمده است چیزی نیست جز "قرمساق".
آیا واقعا توانایی ایران برای غنی سازی بومی آن طور که رهبر تصور می کند به رژیم ایمنی و مصونیت در برابر سرنگونی خواهد داد، یا آن چنان که آنان تصور می کنند اسرائیل را تهدید خواهد کرد؟ این وسط قربانی فقط ایران و ایرانیست. نه غروری مانده، نه حیثیتی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر